محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

532

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

فراوانى كرده ، در خود احساس مىكند ! ! ! به راستى اين لكنت سرد و خنكى كه سرسختانه براى انسان پيش مىآيد و در برابر جاى شرّى كه او مىخواهد مانع شود و يا محلّ خيرى كه اميد كسب آن را دارد ، گريبان‌گير انسان مىشود ، بسيار دردناك است ، به همان اندازه‌اى كه تحقّق بخشيدن به آن ايدهء و الا برايش اهمّيّت داشت و به همان مقدار خوشحالى كه در او ايجاد حرارت كرده بود ! چه مىتوان گفت ، جز اين‌كه برآورد وجدان اخلاقى در اين شرايط اين است كه خواست او كى برآورده خواهد شد ؟ و عدالت هرچه باشد ، آن عفو و اغماضى را كه بينندهء جانبى بر او ارزانى مىدارد ، قدرت محدودى را براى طبيعت انسانى در نظر مىگيرد ، زيرا آن ناراحتى را كه انسان در درون خود احساس مىكند ، يك وسيلهء مطمئنّى است ، براى متّهم كردن خودش . به راستى كه اين مطلب در نظر وى به اين معنى است ؛ تلاشى را كه او كرده است ، همچنان كاستىهايى داشته است و گويا او مىتوانسته است ، نهايت تلاش خودش را به كار ببرد تا به هدفش برسد . ولى فرض مسئله هرچه باشد ، حتّى در آن حالتى كه شايسته است تا ارادهء پاك معوّق مانده را معذور بداريم ، آيا ما اين حق را داريم كه در همين حالت درماندگى ، نمونهء عمل اخلاقى كامل را در نظر بگيريم ؟ حقيقت اين است كه از جهت نگرش حقيقت عفو و اغماض بر ما لازم است كه تفاوت درجه قائل شويم ، بين ضرورت و لزوم عنصر درونى و ضرورت عنصر مادّى كه بيانگر عنصر درونى است . توضيح اين‌كه رضايت ارادى شرط لازم اخلاقيّت است ، به‌گونه‌اى كه كمترين نارضايتى و تمرّد درونى كافى است ، نه تنها براى سلب ارزش از شايسته‌ترين كارها ، بلكه براى جرم و خلاف جلوه دادن آن . بنابراين ؛ رضايت ارادى يك ضرورت بىقيدوشرط و درونى است ، درحالىكه عدم تنفيذ و يا عدم مطابقت با ظاهر ، علىرغم اين‌كه عمل اخلاقى را ناقص مىكنند و عملى را كه با حسن نيّت انجام گرفته ناقص جلوه مىدهند ، زيرا هر دوى آنها در گرو عمل و مديون آن نيستند ، مگر موقعى كه يك دگرگونى مادّى اتّفاق بيفتد و يا جهالت غير قابل دفعى وجود داشته باشد و در اين صورت ممكن است ، بر اين حالت نام ضرورت كمال مطلق و يا ضرورت شرطى براى كامل ساختن مطلب اخلاقى نهاد . ولى اين مطلب چيزى جز جهت نگرش نسبى نيست ، زيرا وضع اصولى يك وظيفه عمل